نمی خواهم این دو دسته را با هم مقایسه کنم اما اگر توجه کنیم وقتی این دو گروه چیزی را می یابند نحوه برخوردشان و ادامه تلاش جلوه های متفاوتی پیدا خواهد کرد
۱-دسته اول اگر به هدف برسند با توجه به اینکه از قبل می دانستند که چه می خواهند در دو موقیت قرار خواهند گرفت یا آنچه یافته اند همانی بوده که می خواستند یا پس از یافتن تازه در می یابند که آنچه می خواسته اند واقعا آن گم کرده نبوده است
که در حالت اول خوشا به حالشان و در حالت دوم وای بر آنها که راه برگشت و تاسفی که گریبان گیرشان خواهد شد بسیار سخت و سنگین است
۲-دسته دوم اما اگر چیزی را بیابند و در یابند که همان گم کرده شان بوده که خوشا به حالشان اما اگر آن را گم کرده خود ندانند چندان مشکلی پیدا نخواهند کرد چون سرمایه گذاری چندانی در رسیدن به این هدف نکرده بودند
در مقایسه این دو دسته می توان در یافت که دسته اول در عمل زندگی با ریسک بالاتری را تجربه می کنند و البته اگر موفق شوند سخت نیکو خواهد بود و دسته دوم البته ریسک کمتری می کنند چون خود را محدود به یک هدف نکرده اند و البته لذتی که تجربه می کنند به اندازه گروه اول نیست چرا که لذت رسیدن به هدف شاید برای هر دو گروه یکسان باشد اما تفاوتی که وجود دارد اینست که لذت گروه اول در رسیدن به هدف با توجه به اینکه خود انتخابش کرده اند بسیار زیاد است اما گروه دوم یا در راه رسیدن لذتی نمی برند و یا لذتشان اندک است
و اگر هر دو موفق نشوند گروه اول لذت در راه رسیدن به هدف را از دست نداده اند هر چند از لذت رسیدن بر خوردار نخواهند شد از این مقدمات می توان این نتیجه را گرفت که شاید در سطح جامعه اینگونه به نظر می رسد که افراد گروه دوم زندگی با ریسک بالاتر و پر مخاطره تری را دارند در حالی که اگر به نوع هدف بنگریم افراد گروه اول گزینه ای را هدف کرده اند و افراد گروه دوم گزینه هائی را ،و به این شکل گروه اول ریسک بالاتری را در انتخاب هدف دارند و حقشان است که در مجموع لذت بیشتری ببرند...
پ.ن:
پای پیش و پای پس تا ثلث شب که بخواهم یا بخسبم خشک لب
چند وقتی است که باز کم خواب شده ام
عکسهای زیر متعلق به اتاق هیچ یک از خویشاوندان نسبی و سببی من نیست بلکه متعلق به یکی از دوستان من است که همه خوانندگان این وبلاگ اصولا می شناسندش!!
این اتاق اکنون چهره دیگری دارد که بزودی منعکس خواهم کرد



