"نیستش نمیدونم کجاست چه میکنه ولی میدونم که ندارمش هیچ وقت نخواستم که تورا با چشمهات به یاد بیارم نمی خواستم که تو را تو گم ترین آرزوهام ببینم نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم هنوزم دوست دارم آخه تو هول و ولای پریشونی و تو را نداشتن تو گیر و دار ای بابا دل تو هیچ حالمون خوش ای بی مروت دیگه دل میمونه که جور دل کبوتر بتپه که با شما از جور زندگیش بگه بگه که هنوز زنده است هنوز زنده است....."
بعضی وقتها و شاید همیشه این جوریه که بعضی کارها رو فقط آدمهای خاص آدمهای خاصی که تجربه ای عملی از اون چیز رو درارن فقط میتونن انجام بدن بعضی چیزا رو هر کسی نمیتونه انجام بده و بعضی چیزا رو هر کسی نمیتونه بگه باید تجربه داشته باشه باید با تمام وجود چشیده و درک کرده باشه کسی که عاشق نشده هم نمیتونه از عشق حرفی بزنه یا از اون بالاتر نباید که حرفی بزنه و البته این به چیزهایی مربوط میشه که عمداتا حواس درونی ما درکشون می کنن خیلی چیزا که با چشم تجربه میشه را کسانی که اصلا تا حالا ندیدن بعضا با توجه به قریحه بهتر توصیف میکنن مثل دریا که شعرای صحرا نشین اونو بهتر از ساحل نشینان توصیف کردن
اما در مورد عشق مکاشفه عرفانی تجربه دینی دوست داشتن و..... فقط باید تجربه کرد و حرافی بی تجربه جز چرت و پرت محصولی نخواهد داشت
از این صفحه ای هم که دیدم برداشتم همین است نویسنده صفحه یقینا تجربه عاشقانه و شکستی عمیق داشته است
امام محمد غزالی حدیثی از پیامبر اسلام نقل می کند که هر کس کاری را بلد باشد و آنرا به درستی انجام دهد خداوند کارهای دیگر او را کفایت خواهد کرد و می گوید من غزالی شهادت می دهم که هر کس این حرف را زده است تجربه پیامبرانه داشته
آری باید بعضی چیزها را تجربه کرد تا بتوان بعضی حرفها را زد
همین گونه است که حرف و عمل عده ای روی ما تاثیر عمیقی می گذارد و هر چه در آن عمیقتر می شویم لذت مان دو چندان می شود اما سخنان عده ای هم علی رغم ظاهر زیبا هر چه بیشتر خوانده می شود بی اساسی خود را بیشتر نمایان می کند

